به نام آرام دلها
فرق است بینِ زندمانی و زندگانی.
ما بازماندگانِ خطیریم ، نه زنده ایم نه مرده.
می گویند: زندگی ادامه دارد.
اما زندگی وقتی از تن بیرون کشیده شود دیگر به سادگی باز نمی گردد.
ما درزهایِ ناپیدایِ یک زخم عمیق ایم. لبخند میزنیم اما صدای لبخندمان ، از اعماقِ چاله ای می آید که زمانی قلب بود و حالا سنگر شده است.
ما نسلی از جنگ ایم ، نه در میدان که در ضمیرهایِ خسته مان ، کشته شده ایم.
ما پوست انداخته ایم اما روحمان هنوز یونیفورم رزم ، به تن دارد.
ما دوازده روزِ بی نامِ تاریخ ایم.
دوازده روز از جهان، بیرون افتادیم ،
نه زنده ، نه مرده.
معلق بین پدافند و پناهگاه ، بین فریاد و فراموشی.
ما در صدایِ ممتدِ پدافند خواب میرفتیم و با صدای موشکها ، از کابوسی به کابوسی دیگر ، پرتاب میشدیم.
ما دوازده شب ، روحمان را تکه تکه در دهلیزها پنهان کردیم ، در دل ، گورهایی حفر کردیم که اسمشان را گذاشته بودیم:
اتاق خواب.
ما ، دوازده روز بی پناه و تمام سالهایِ جنگ ایم.
در ما پهپادها ، ریز پرنده ها و موشکها خانه کرده اند. در ما هنوز موشکی پرسه میزند
که به زمین نخورده ، اما دلمان را بارها منفجر کرده است.
می گویند:
برای هر روز ترس ، دوازده زمان باید بگذرد.
تا روان ، خاک از جان بتکاند ، تا کودک درون ، دوباره فرق صدایِ باران و انفجار را بفهمد.
دوازده روز، نَه روز بودند نه شب ، نام مستعار جهنم بودند که از آسمان می باریدند و در گوش کودکان به جای لالایی ، پاره خطِ موشک ، زمزمه میکردند.
ما ، تبعید شده ایم به پناهگاهی درون خودمان و برای بازگشت باید از دوازده اقلیم بگذریم. دوازده دروازه ی بسته ، دوازده کلید گم شده ، دوازده شبِ بدون پنجره.
و این آخرین حقیقت است ، ما دیگر با تقویم زندگی نمیکنیم ، ما را باید با «پیش از دوازده روز» و «پس از آن» صدا زد.
پیش از آن ، خواب جایی برای استراحت بود، اکنون خواب میدانی مین گذاری شده است که از هر رویا با انفجار بیدار میشوی.
پیش از دوازده روز ، «اگر» بود.
بعد از آن «وقتی» شد ،
وقتی موشک بیاید ، وقتی آژیر بکشد ، وقتی همه چیز تمام شود.
ما دیگر ادامه ی گذشته نیستیم ، ما آغاز زخمی تازه ایم.
از این به بعد وقتی کسی بپرسد کِی فهمیدی زندگی عوض شد؟
خواهیم گفت: از دوازده روزه گی ام.
از این به بعد ما و زندگیمان تقسیم شده ایم به پیش از دوازده روز و پس از آن و از آنجا به بعد هیچ چیز، هیچ چیز، دیگر به ما شباهت ندارد.
یادمان باشد:
در جنگ همه بازنده اند.
تقدیم به ایران.



